امان از صبح ها
بیدار شدن ها
دلهره ها
بلند نشدن ها
بلند نشدن ها
نیافتن ها
برچسب:
نویسنده: wrighter
سمت بدی ایستاده ام
نه دستم به تو می رسد
نه خود را می توانم نگاه دارم
برچسب:
نویسنده: wrighter
به طرز عجیبی، وقتی حالم بده ـ روحی ـ
دورم که چیزی بپیچم حسم بهتر می شه، مثل الان.
برچسب:
نویسنده: wrighter
انجام کارام یک کم زیاد طول کشید و درست کردنِ قهوه پس. زیر گاز رو روی کم ترین گذاشتم و صدای Die With A Smile رو بردم بالا، غذا رو برش دادم و سریع ماهیتابه رو شستم. داد زدم چون قهوه داشت سر می رفت طبق معمول. نرفت! ولی بس که روی گاز با شعله ی کم مونده بود دیگه روش نگرفت و زیپو شد. برگشتم پای لپ تاپ و به بیهودگی می پردازم.
همینه! فقط نا برای بیهوده کاری مونده. اون انرژی که باید صرف خلق شه این طوری یا با تو رختخواب موندن، و البته گاهی با سریال پشت سریال دیدن تلف می شه. کتاب های سه هفته پیشی که از کتابخونه برداشتم رو میزن. و حین خوندن کتاب دوم _ جزیره شاتر _ که تمام صحنه های فیلمش مدام جلوی چشمم بود، حس انجام کاری عبث تر از عبث رو داشتم و ولش کردم. یادم رفته بود که خب آخه "لعنتی تو افسرده بودی _هستی _ و این لامصب کمینه ای بوده که تونستی انجام بدی.". اینم از این!
دیروز صبح یک مشت آدم بی خود رو دیدم حول و حوش سن خودم. بعد اومدم به خدا گفتم که شکرت! چرا باید شرایظ این طوری بشه که اصلا برم یک ساعت، تو بگو فقط هم نشین ، با این آدما بشم. بدم میاد که باهاشون حرف زدم و حتی جاهایی از دست حرف های مبتذل یکیشون از خنده غش!
از هیجده سالگی، از بعد از دبیرستان مدام در راه رفتن و شدن بودم و زمانی که به بودن داشتم می رسیدم یا رسیده بودم و گل داشت می داد ... حالا نه رفتنی مونده و نه بودن. فقط زنجموره توی یک وبلاگ که این هم بابت همون جنبه ی خلق کردنته؛ کمینه چیزی که شواهدی ازش باقی مونده.
قهوه ی آب زیپویی هم تموم شد.
برچسب:
نویسنده: wrighter
فکر کنم همین کافیه: با تمام پس ها و پیش ها، از کِی تا ده و نیم، نخواستم که بلند شم. بعدترش هم نمی خواستم ولی شاید تماس "جاب ویژن" باعث شد که بشم.
برچسب:
نویسنده: wrighter
ترجیح می دی صد تا راه اشتباه سهل الوصول رو بری و هیچ به هیچ ولی پی گیر یک راه درست و اصیل نباشی؟
برچسب:
نویسنده: wrighter
خیلی مهمه که ادم درستکاری باشیم. خیلی مهمه که صداقت داشته باشیم. خیلی مهمه که مرد باشیم و گردن بگیریم عملمون رو.
و
خیلی مهمه که به کسی خیانت نکید. جای خیانت کاش ادما جدا بشن و این قدر دروغ و بی لیاقتی رو ترویج ندن.
مهمه که شرافت داشته باشیم حتی اگر زمین و زمان...
برچسب:
نویسنده: wrighter